🕯️ آخرین پیام
ساعت ۲:۳۷ بامداد بود. گوشیام لرزید. پیام از «مامان». فقط یک جمله: «تو چرا هنوز خونهای؟» یخ کردم. مامان سه سال پیش، دقیقاً همین ساعت، در تصادف مرده بود. اول فکر کردم شوخی بیمزهای است. اما شماره… شمارهی خودش بود. همان شمارهای که هنوز توی گوشیام ذخیره بود و هیچوقت پاکش نکرده بودم. با دستهای … Read more